دروووووووود خوشگلای من 
حالتون خوبه ؟؟ عید خوش میگذره ؟؟
 میبینم که دلتونو کباب کردم حسابی 
اصلا هم خبیث نیستم 
هیونمین پوستر هم بسی دوست جذابن 
نه جییییییییییییییییییغ خیلی جذابن 
بفرمایید ادامه 


ادامه مطلب

طبقه بندی: Dark Memorise،

تاریخ : چهارشنبه 9 فروردین 1396 | 01:08 ب.ظ | نویسنده : Scarlett | نظرات



سلامممممممممم عشقای من 
بفرمایید ادامه 



ادامه مطلب

طبقه بندی: Dark Memorise،

تاریخ : پنجشنبه 3 فروردین 1396 | 08:00 ب.ظ | نویسنده : Scarlett | نظرات


بیاید یکم خلاقیت به خرج بدیم

زشته به خدا جای تاسف داره

نویسنده اگه اسم خودشو گذاشته نویسنده

باید از خودش یه چیزی رو خلق کنه نه که

از دیگران تقلید کنه  بعد دلیل من در آوردی هم بزنه تنگش

وات د فاز گلم ؟؟  


ادامه مطلب

طبقه بندی: Dark Memorise،

تاریخ : شنبه 28 اسفند 1395 | 08:35 ب.ظ | نویسنده : Scarlett | نظرات

سلام خوشگلای من
دوستان ازتون یه گله ی کوچیک دارم
چون من خودم توقع ندارم برام نظر بذارید 
دلیل نمیشه  توقع نداشته باشم واسه نویسنده ام 
هم نظر نذارید 
من تضمین کردم که نفس  از اون نویسنده ها 
نیست که وسطش جا بزنه پس خواهشا حمایتتون رو دریغ 
نکنید  
زیاد منتظر نمونید بفرمایید ادامه 




ادامه مطلب

طبقه بندی: Dark Memorise،

تاریخ : پنجشنبه 26 اسفند 1395 | 01:08 ب.ظ | نویسنده : Scarlett | نظرات
سلام شکلاتای من 
امیدوارم حالتون خوب باشه 
من زیاد حرف نمیزنم بفرمایید ادامه 

ادامه مطلب

طبقه بندی: Dark Memorise،

تاریخ : دوشنبه 23 اسفند 1395 | 11:00 ب.ظ | نویسنده : Scarlett | نظرات

سلاممم بهترین های من 
بفرمایید ادامه 

ادامه مطلب

طبقه بندی: Dark Memorise،

تاریخ : پنجشنبه 19 اسفند 1395 | 09:14 ب.ظ | نویسنده : Scarlett | نظرات

سلام خوشگلااااا

خب اومدم با قسمت بعد  داستان خاطرات تاریک

بفرمایید ادامه که من خودم این قسمت های جدید

رو خیلی دوست دارم . خصوصا رابطه ی هیونمین عزیزمو


ادامه مطلب

طبقه بندی: Dark Memorise،

تاریخ : سه شنبه 17 اسفند 1395 | 08:33 ب.ظ | نویسنده : Scarlett | نظرات


سلاااااااااااااااااااااااااااااااااممم
دلم براتون یه ذره شده بود عشقولای من
ممنون که صبور بودین تا برگردم 
راستی عزیزایی که واسم ایمیل فرستادین 
سپاس فراوان عاشقتونم ناراحت نشید که
جواب نداد نمیدونم یاهو چش شده نمیذاره 
میل بزنم 
بفرمایید ادامه دیگه زیاد حرف نمیزنم 
 



ادامه مطلب

طبقه بندی: Dark Memorise،

تاریخ : یکشنبه 17 بهمن 1395 | 09:01 ب.ظ | نویسنده : Scarlett | نظرات
پست ویرایش شد
ببخشید بچه ها خسته ام بودم 
دیشب اصلا نگاه نکردم 
دارم چی ارسال میکنم 
دوباره قسمت قبل رو گذاشته بودم 
سلاااااااااااام
خب دوستان خوشحالم که همتون آمادگی
داشتین از قبل نسبت به اینکه من داستان رو آروم پیش 
نمیبرم 
این داستان از این قسمت بسی مهم میشه 
اونایی که آمادگی نداشتن از همین الان اعلام میکنم
با  آمادگی برن ادامه مطلب 
جیییییییییییییییییییییییییییغغغغ
آخه کجای دنیا خواننده به این خوبی
دارن که من دارم . یعنی عاشقتونم 
این عکس نوشته ی خوشگل رو شبنم عزیزم واسم درست کرده 
دوتای دیگه هم هست میذارم آخر پست
مرسی شبنم عزیزم  خجالتم دادی 
سارانگه 

 



ادامه مطلب

طبقه بندی: Dark Memorise،

تاریخ : سه شنبه 28 دی 1395 | 10:30 ب.ظ | نویسنده : Scarlett | نظرات

سلام سلام 
بفرمایید ادامه که  دیر شده 
نظرا این داستان نیز باز میباشد 


ادامه مطلب

طبقه بندی: Dark Memorise،

تاریخ : شنبه 25 دی 1395 | 09:27 ب.ظ | نویسنده : Scarlett | نظرات


سلام به عشقای خودم 
نه میخوام دلیل بیارم نه بهانه 
میخوام واستون برنامه ی هفته ام رو بگم 
هرکس منطق داشته باشه قطعا درکم میکنه میدونه بهانه نیس 
بچه ها من هر روز هفته  با اجازتون ساعت 5 و چهل و پنج دقیقه ی
صبح بیدار هستم . هیچ کس حاضر نیست از درس و آینده اش  بزنه
منم یکی از همین آدما غیر از اون به خاطر امتحانات دی ماه
سانس بچه های باشگاه رو انداختن 6 تا 8 شب منم نمیتونم 
به خاطر خودم از زیر بار مسئولیتی که به مراتب مهمتره شونه خالی کنم 
و بچه های مردم رو لنگ در هوا نگه دارم بگم نمیام سر کلاس
 خودتون یه کاریش بکنید 
اگر یکیتون یه روز جای من باشید میفهمید دارم چی میگم 
شب که برمیگردم اتاقم کوفته ی کوفته میافتم رو تخت 
میگم خدایا 5 دقیقه چشمامو بذارم رو هم بعد بلند میشم واسه
بچه ها داستان ارسال میکنم ولی به 2 دقیقه نرسیده 
چشمام بسته میشن منی که با صدای باز شدن
در اتاقم از خواب بیدار میشدم زلزله هم بیاد تا صبح
از جام جم نمیخورم . ولی میدونید به همه ی این
خستگی ها می ارزه چون دوست دارم استقلال داشته
باشم . چون واسه آینده ام هدف دارم
 پدر و مادر من اونقدر با کار کردنم مخالفن که حد نداره 
ولی من روی این استقلال پافشاری شدیدی دارم 
شناختن دنیای واقعی خیلی بیشتر به آینده ی من کمک میکنه 
تا قدم زدن توی خیالات و رویاهام 
من توی این وب واسه داستانی که مینویسم هیچ حقی دریافت نمیکنم 
داستان نویسی کاریه که دوست دارم انجام بدم و ازش لذت میبرم
شما لطف میکنی میای میخونی اگه ناراضی هستی عزیز دلم
به خدا من چاقو نذاشتم رو گلوت نیا و نخون . 
خانمی که واسم خصوصی گذاشتی شاید تو بتونی
از صبح تا شب وب گردی کنی و وقتت آزاد باشه  ولی  من نمیتونم
دخترم اگه نمیتونی صبر کنی به جای
به نمایش گذاشتن شخصیتت بعد که داستان
تموم شد بیا بخونش من یکی به خواننده ای
مثل تو هیچ احتیاجی ندارم نمیمیرم اگه نیای داستانمو بخونی 
توضیحاتم واسه همه ی کساییه که مثل این خانم ناشناس
که خصوصی نظر گذاشتن ناراضی هستن
از این به بعد اوضاع همینه من میام قطعا که داستانو ارسال
کنم اما نه طبق یه برنامه ی خاص  
و همچنان ممنون از دوستای خوبی که همراهم هستن 
و احوالم رو میپرسن و بدون غر زدن داستانا رو دنبال میکنن   
ببخشید زیاد حرف زدم ولی لازم بود 
بفرمایید ادامه گلای من 

ادامه مطلب

طبقه بندی: Dark Memorise،

تاریخ : پنجشنبه 16 دی 1395 | 09:41 ب.ظ | نویسنده : Scarlett | نظرات
سلاممممممممممم
آقا اون دمپایی ها رو بیارید پایین توضیح میدم 
توضیحی ندارم 
فقط پشت کیو قایم شدم اگه پرت کنید
میخوره به داداش نازنینتون 
خو یادم نبود این هفته پستای ارسال به آینده تموم میشن 
چیزی نشده که همش دو روز دیر شده
برید ادامه که عاشق هیونمین این قسمتم 
دلم بسی واسه نظراتتون تنگیده
ولی چون میدونم امتحان دارید همچنان میبندمشون 
فایتینگگگگگگگ عشقولای من امیدوارم
همه رو با موفقیت پشت سر بذارید

ادامه مطلب

طبقه بندی: Dark Memorise،

تاریخ : دوشنبه 29 آذر 1395 | 08:01 ب.ظ | نویسنده : Scarlett | نظرات



ادامه مطلب

طبقه بندی: Dark Memorise،

تاریخ : شنبه 20 آذر 1395 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : Scarlett | نظرات



ادامه مطلب

طبقه بندی: Dark Memorise،

تاریخ : شنبه 13 آذر 1395 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : Scarlett | نظرات
سلام دوستای عزیز . اسکارلت گل مدتیه حالش بده امشب داستان خاطرات تاریک رو من میذارم براتون . 


ادامه مطلب

طبقه بندی: Dark Memorise،

تاریخ : شنبه 22 آبان 1395 | 05:39 ب.ظ | نویسنده : Taraneh*타 라 네 | نظرات

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

هدایت به بالای صفحه