سلام به بهترین ها 
خوبین ؟؟
خب دوستان این یه وانشات هستش به مناسبت
بازگشت عزیز ترین لیدر دنیا 
راستش این فقط یه رویاس که منو چندتا از دوستام
انتظار داشتم اتفاق بیافته اما خب نشد که بشه 
ایده اش زمانی به ذهنم رسید که داشتیم با گل ناز  آجی 
سر رفتن کیو جونگ به استقبال هیونی مسخره بازی
در میاوردیم  
پوستر خوشگل هم از گل ناز عزیزم 
همچنین سپاس از آجی ساکورای نازنینم 
بابت کمک هاش زحمت همه ی کیلیپ های
آخر پست رو این عزیز کشیده .
دانشون کنید هیونی همش خندونه 


ادامه مطلب

طبقه بندی: Hyun jong_short story،

تاریخ : شنبه 23 بهمن 1395 | 07:43 ب.ظ | نویسنده : Scarlett | نظرات
درود 
بفرمایید ادامه 

ادامه مطلب

طبقه بندی: In the arms of Monster، Hyun jong_short story،

تاریخ : سه شنبه 16 شهریور 1395 | 11:12 ب.ظ | نویسنده : Scarlett | نظرات
تاریخ : شنبه 26 تیر 1395 | 08:12 ب.ظ | نویسنده : Scarlett | نظرات
تاریخ : جمعه 11 تیر 1395 | 08:16 ب.ظ | نویسنده : Scarlett | نظرات

سلام دوستان من فقط با یه روز تاخیر اومدم . یه روز کوچولو اشکال نداره که :))

خدا رو شکر از این قسمت نسبت به قسمتای قبلی راضی هستم . به نظر خودم خیلی بهتر شده . چون با آرامش نوشتمش  . بفرمایید ادامه داستان امیدوارم لذت برید.

 


ادامه مطلب

طبقه بندی: In the arms of Monster، Hyun jong_short story،

تاریخ : جمعه 4 تیر 1395 | 08:10 ب.ظ | نویسنده : Scarlett | نظرات
تاریخ : پنجشنبه 27 خرداد 1395 | 08:07 ب.ظ | نویسنده : Scarlett | نظرات
سلام مجدد 
اینم از قسمت اول داستان تولد هیونی .
به پوستر گیر ندین مال خیلی وقت پیشه که تاز با فتوشاپ
کار میکردم میدونم دندونای دختره بد شده




ادامه مطلب

طبقه بندی: In the arms of Monster، Hyun jong_short story،

تاریخ : یکشنبه 16 خرداد 1395 | 08:03 ب.ظ | نویسنده : Scarlett | نظرات

سلام بهترین ها
حال و احولتون خوبه ؟؟
دوستای گلم دلم میخواست واسه عید یه 
داستان ترجمه ای تقدیمتون کنم این شد که نشستم 
این داستان رو ترجمه کردم . وقتی رسیدم تهش قیافه ام اینجوری بود
بعد با خودم گفتم روز عید اینو بدم ملت بخونن؟؟ خوب اینجوری که فحش میخورم
دوباره رفتم سراغ یه داستان دیگه خوشبختانه اونم آخرش غمگین بود 
دیگه گفتم چه کنم بذار یکی دو روز بگذره بعد انتشارش بدم
من شک کردم به خودم این همه ایده تو ذهنمه بعد ببینم نشستم چیکار کردما
البت بدم نشد تجربه ی خوبی بود . شاید بازم از این کارا بکنم
بفرمایید ادامه


 نام نویسنده : سارانگهه

ادامه مطلب

طبقه بندی: Hyun jong_short story،

تاریخ : سه شنبه 3 فروردین 1395 | 07:18 ب.ظ | نویسنده : Scarlett | نظرات
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


تاریخ : شنبه 16 خرداد 1394 | 04:56 ق.ظ | نویسنده : Scarlett | نظرات


سلااااااااااااممممممممممم

جیغغغغغغغغغغغغغغغ دلم براتون یه ذره شده بود خوشگلای خودم
جیییییییییییییییغغغغغغغغغغغغغغ تولدت سربار شماره ی3 وطن مبارک آجی اسکارلتش براش هدیه آورده
دوسیا بله تولد همسلی پروشاته اما میدونید طبق معمول تو حساس ترین زمان ممکن همه چی بهم ریخت کلا برنامه ها مون از هم پاشید
برای پروشات یه مسافرت مهم پیش اومد به علاوه درسایی که تو این هفته باید امتحان بده و هنوز یه کلمه هم نخونده
به نظر شما تو مسافرت میشه درس خوند ؟؟ کلا بدبخت بیچاره تر از منه
این داستانم که حاظر شد و من رسوندم خدمتتون دقیقا از 29 ام استارت زدم تا برای الان آماده باشه
هیون مینم هست خخخخ شوخی کردم ولی کلا هیون مینش خیلی باحاله خودم ازشون خوشم میاد
کیو عشقم حسودی نکن  به چشم برداری گفتم
 دیگه اینکه بچه داستان زیاده حدودا 17 صحفه ی ورد شد  میهن گیر داد مجبور شدم دوپارتش کنم بقیه اش تو پست پایینی خاک تو سرت میهن :((
کنم اونقدر جذاب باشه که حوصله تون سر نره ... الان که شما دارید این داستانو میخونید من خودم سر جلسه امتحانم برام دعا کنید
داستانو 14 ام ارسال به آیند کردم ببخشید که روز تولد داداش گلم کنارتون نیستم
ببخشید زیاد حرف زدم بفرمایید تولد به صرف داستان


ادامه مطلب

طبقه بندی: Hyun jong_short story،

تاریخ : شنبه 16 خرداد 1394 | 04:56 ق.ظ | نویسنده : Scarlett | نظرات

هدایت به بالای صفحه