سلام.
من بعد از دو هفته بالاخره تصمیم گرفتم که بیام!
توضیحی نمیدم چون فکر نکنم دیگه نیازی به توضیح دادن باشه.
اما
اینجا رو حتما مطالعه کنید:
از دستتون شاکیم بدجور هم شاکیم
برای قسمت قبل فقط 3 تا نظر گذاشته بودین. میدونم به خاطر تاخیرهام شما هم از دست من شاکی هستین ولی دیگه زیادی دارین بی انصافی میکنین. اگه خواننده نداره منم میتونم به خودم آسون بگیرم و کلا ننویسمش. (البته از اونجایی که به عشق هیون مینویسمش به خاطر هیون هم که شده تا آخر تمومش میکنم ولی اگه نمیخونینش بگین تو وبلاگ نزارمش.)
در هر صورت از الان بگم. اگه تعداد نظرات برای این قسمت کم باشه مجبور میشم برای هر قسمت رمز بزارم. کسی که رمز رو میخواد باید آدرس ایمیل بده تا رمز رو براش بفرستم.
حداقل میخوام دو نفر بیشتر نظر بدن. اگه هم که نمیخونینش پس از قسمت بعد رمزدارش میکنم.
خب دیگه بفرمایین ادامه.
.
.
.
تولد دوباره - قسمت دوازدهم:


ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 23 آذر 1395 | 01:23 ق.ظ | نویسنده : Narges | نظرات
سلام.
عاقا میدونم دلتون برام تنگ شده لازم نیست بگین!!!
حالا به خاطر دل منم که شده بیاین بگین دلتون برام تنگ شده دیگهههههه!!!
تو این قسمت جانگ یو جین عزیز هم که از کاراکترهای اصلی هست وارد داستان میشه. باشد که دوستش داشته باشید!!!
خب دیگه بفرمایید ادامه.
.
.
.
تولد دوباره - قسمت یازدهم:


ادامه مطلب
تاریخ : جمعه 28 آبان 1395 | 10:00 ب.ظ | نویسنده : Narges | نظرات
سلامممممممممممممم.
بالاخره سر وقت اومدم!!! بهم افتخار کنین!!!
خب به شخصه خودم این قسمت رو خیلی دوست دارم امیدوارم شما هم دوسش داشته باشین.
راستی بچه ها اگه دیدین نظرات رو دیر تایید میکنم تورو خدا ناراحت نشین یا فکر نکنین به نظرات اهمیت نمیدم اتفاقا من عاشق همتونم هستم و تک تک نظرات رو میخونم فقط وقت نمیکنم تایید کنم و دیرتر تاییدش میکنم. پش خواهشا همیشه نظر بزارید و زیاد هم نظر بزارید!!!
جدا از این موضوع چند نفر پرسیده بودن که چرا دابل اس توی داستان حضور ندارن. اینم جواب سوال شما عزیزان:
هنوز معلوم نیست هیون بعد از برگشتن چیکار میخواد بکنه. ممکنه بره با دابل اس ممکنه بره تو کی ایست ممکنه کلا با یه کمپانی دیگه قرارداد ببنده. از اونجایی که هنوز معلوم نیست برنامه ی هیون بعد از برگشتن چیه ترجیح دادم داستان رو همینجوری که وضعیت قبل از سربازی هیون اونجوری بود بنویسم تا ببینیم بعد از برگشتن هیون چی میشه. تنها چیزی که این وسط قطعیه اینه که هیون برمیگرده ولی معلوم نیست برنامه ی دقیقش چیه و من بعد از برگشتن هر تصمیمی بگیره به تصمیمش احترام خواهم گذاشت و همچنان هر روز بیشتر از دیروز دوستش خواهم داشت!
خب دیگه تشریف ببرید ادامه.
.
.
.
تولد دوباره - قسمت دهم:


ادامه مطلب
تاریخ : جمعه 7 آبان 1395 | 07:02 ب.ظ | نویسنده : Narges | نظرات
سلام با تاخیر خیلی زیاد.
فقط امیدوارم بتونین درکم کنین از 7 روز هفته 5 روزش رو کلاس دارم هر روز هم امتحان دارم. بابت تاخیرها متاسفم.
از اسکارلت جونم معذرت میخوام که نظم وبلاگ رو حسابی به هم زدم. اسکارلت جونم ازت معذرت میخوام.
این هم پوستر جدید هست که امیدوارم دوسش داشته باشید.
خب دیگه حرف دیگه ای نمیزنم بفرمایین ادامه.
.
.
.
تولد دوباره - قسمت نهم:




ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 3 آبان 1395 | 11:08 ب.ظ | نویسنده : Narges | نظرات
سلام دوستان.
بفرمایین ادامه برای خوندن قسمت هشتم.
.
.
.
تولد دوباره - قسمت هشتم:


ادامه مطلب

طبقه بندی: Rebith،

تاریخ : شنبه 17 مهر 1395 | 03:13 ق.ظ | نویسنده : Narges | نظرات
سلام دوستان خوبین؟؟؟
امیدوارم خوب باشین!
اول بگم که تولد دوباره از این به بعد جمعه ها گذاشته میشه. البته امروز شنبه ست ولی خب از این به بعد جمعه ها قرار میگیره. دیشبم میخواستم بزارمش که از شانس مزخرفم داداشم رفت زودتر بخوابه داداشمم وقتی میخوابه وای فای رو خاموش میکنه هیچی دیگه قبل از اینکه بتونم داستان رو بزارم نت خاموش شد!!! اینم شانس منه. یه بارم که خواستم وقت شناس باشم اینطوری شد!!!
خب دیگه بفرمایین ادامه برای خوندن قسمت هفت.
.
.
.
تولد دوباره - قسمت هفتم:



ادامه مطلب

طبقه بندی: Rebith،

تاریخ : شنبه 10 مهر 1395 | 04:46 ب.ظ | نویسنده : Narges | نظرات
سلام سلام سلام!
اومدم به قسمت ششم.
بالاخره یون چه یون یکی از اصلی ترین نقش ها هم وارد داستان میشه.
بله دیگه امیدوارم این قسمت رو هم دوست داشته باشید.
برین ادامه.
.
.
.
تولد دوباره - قسمت ششم:



ادامه مطلب

طبقه بندی: Rebith،

تاریخ : جمعه 26 شهریور 1395 | 09:46 ب.ظ | نویسنده : Narges | نظرات
سلاااااامممم.
بچه ها شرمنده هفته ی پیش رفته بودیم تهران من اونجا نت نداشتم واسه همین نتونستم داستان بزارم امروزم داستان رو گذاشتم ولی با عرض معذرت دو روز تاخیر داشتم.
میدونم خیلی نویسنده ی وقت نشناسیم ولی شما به بزرگیه خودتون ببخشید سعی میکنم اصلاح بشم.
واقعا شرمندم ... معذرت میخوام.
خب به اندازه ی کافی دیر کردم دیگه حرفی نمیزنم.
بفرمایید ادامه:
.
.
.
تولد دوباره - قسمت پنجم:


ادامه مطلب

طبقه بندی: Rebith،

تاریخ : شنبه 20 شهریور 1395 | 03:32 ب.ظ | نویسنده : Narges | نظرات
سلام.
اومدم با قسمت چهارم. نظرات رو خیلی دیر تایید کردم معذرت میخوام! از این به بعد سعی میکنم هر وقت تونستم بیام نظرات رو تایید کنم. البته ما فردا میریم تبریز و شنبه شب برمیگردیم. بعد از اون بنده در خدمت کانت های زیبای شما هستم!
راستی بچه برای اینکه عکسا تو صفحه ی وبلاگ جا بشن مجبور میشم کوچیکشون کنم. برای دیدن سایز اصلی عکس ها یا سیوشون کنید یا View Image کنید!
این شما و این هم سمت چهارم.
(پوستر جدید!! ... امیدوارم ازش خوشتون بیاد!)
.
.
.
تولد دوباره - قسمت چهارم:


ادامه مطلب

طبقه بندی: Rebith،

تاریخ : جمعه 5 شهریور 1395 | 12:30 ق.ظ | نویسنده : Narges | نظرات
سلامممممممم بچه هاااااااا!
اومدم با قسمت سوم. ممنون که با کامنت هاتون بهم روحیه میدن و خوشحالم که توصیف احساسات هیون و همچنین کلا خوده داستان تا اینجا براتون رضایت بخش بوده! امیدوارم از این به بعد هم دوسش داشته باشین.
حالا لطفا تشریف ببرین ادامه برای خوندم قسمت سوم.
.
.
.
تولد دوباره - قسمت سوم:


ادامه مطلب

طبقه بندی: Rebith،

تاریخ : جمعه 29 مرداد 1395 | 01:07 ق.ظ | نویسنده : Narges | نظرات
سلام دوستای عزیزم.
اول از همه از همتون ممنونم که از داستانم حمایت کردین و خوشحالم که دوسش داشتین.
دوم هم اینکه بابت تاخیر متاسفم.
و سوم بفرمایید ادامه برای خوندن قسمت دوم!
.
.
.
تولد دوباره - قسمت دوم:



ادامه مطلب

طبقه بندی: Rebith،

تاریخ : یکشنبه 24 مرداد 1395 | 01:02 ق.ظ | نویسنده : Narges | نظرات
سلاممممم بالاخره قسمت اول داستان رو آوردم.
امیدوارم خوشتون بیاد! نظر یادتون نره.
دوستون دارممممممم.
برای خوندم قسمت اول برین به ادامه ی مطلب.
.
.
.
تولد دوباره - قسمت اول


ادامه مطلب

طبقه بندی: Rebith،

تاریخ : جمعه 15 مرداد 1395 | 12:28 ق.ظ | نویسنده : Narges | نظرات
سلام بچه ها.
من نرگسم نویسنده ی جدید وبلاگ. دارم یه داستان مینویسم برای هیون جونگ به اسم "تولد دوباره" که امیدوارم دوسش داشته باشید و من رو همراهی کنید.
در ضمن داستانم فیک نیست یه رمانه طولانیه.
برای دیدن تیزر داستان برین به ادامه ی مطلب.




ادامه مطلب

طبقه بندی: Rebith،

تاریخ : جمعه 8 مرداد 1395 | 10:45 ب.ظ | نویسنده : Narges | نظرات

هدایت به بالای صفحه