درود عشقای منننننننننننن
حالتون خوبه ؟؟ 
امیدوارم تابستون رو خیلی عالی شروع کرده باشید 
من طبق قولم یکم تیر اومد با داستان
ساعت مرگ فصل دو 
فقط بچه ها فعلا یه روز در هفته باشه 
بعدا روزای داستان رو  بیشتر میکنم 
بفرمایید ادامه  خوشگلای من 

ادامه مطلب

طبقه بندی: Death Clock،

تاریخ : پنجشنبه 1 تیر 1396 | 06:26 ب.ظ | نویسنده : Scarlett | نظرات


سلام بهترین 
آغاز نو شدنت مبارک خوشگل خانم 
لابد فکر کردی یادم رفته نخیرم اصلانم یادم نرفته بود 
این پست رو دیشب باید برات آماده میکردم ولی بد شانسی آوردم
دیشب گفتی حتما کار مهمی داری که آن هستی 
چه کاری مهم تر از تبریک تولدت میتونست باشه عزیزم 
دروغ گفتم بهت چون آماده کردن پست طول میکشید 
ولی آخرشم میهن مثل همیشه گند زد به سناریوی باحال من 
عکسهای متحرک و زیبای تولدت مبارک



تقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد

دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گل های باغ می آورد

و گیسوان بلندش را به باد می داد و دست های سپیدش را به آب می بخشید

و شعر های خوشی چون پرنده ها می خواند

نیستی کنارم اما حست میکنم  

❤️

بچه ها امروز تولد خواهریمه یکی که بودنش رو بهم هدیه کرد

با اینکه کنارم نیست همیشه هوای یه خرگوش صورتی لوس گیسوکمندرو داره

همیشه پشتمه و بهم دل گرمی میده 

مرسی که هستی عزیزم تولدت مبارک 

دلم میخواست خیلی بهتر و باشکوه تر برات برگذارش کنم 

ببخش که در همین حد شد 

برات از هیونی نقاشی آوردم 







با چندتا کیلیپ 

میدونم آرشیوت از من کاملتره همه اشو داری ولی الکی 

خوشحال شو ذوق کنم 

این خیلی خوبه هیون میگه مین یه بچه تو شکمش

داره که من وظیفه امه ازش مراقبت کنم عاشقشم یعنی

هیونمین 

این اجرا رو هم خیلی دوست 

BE A STAR

اینجا هم کشته مرده ی هیونم . میخواد جایزه رو تحویل بگیره

یارو بهش دست میده اول جایزه رو میقاپه بعد به اون دست میده 

هیونی 


بازم تولدت مبارک عزیزم 



تاریخ : چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 | 12:15 ب.ظ | نویسنده : Scarlett | نظرات

سلام مهربونای من

حالتون خوبه ؟؟ با امتحانات چطورین ؟؟

منم خوبم . دستم بهتره ولی هنوزم اجازه ندارم زیاد ازش کار بکشم . اومدم بگم آپ قسمت اول از فصل دوم ساعت مرگ پنج شنبه 1 تیر روی وب قرار میگیره . دلیل اینقدر دیر بودنش اول این  که هنوزم دستم کامل سلامتش رو به دست نیاورده که بتونم تایپ کنم و تایپ کردن واقعا برام مضره من مجبورم صبر کنم تا کاملا سلامت دستم برگرده همتون خبر دارید که من ژیمناست هستم و مقدار زیادی از آسیب دیدگیم برمیگرده به رشته ی ورزشیم که باعث شده دچاره کشش مفاصل در ناحیه ی مچ بشم. کلا هم تقصیر خودمه رشته ی ورزشیم خیلی خاصه و نیاز به دانش داره با اینکه میدونستم ممکنه چه بلایی سرم بیاد ولی بازم کاری که میخواستم و انجام دادم اینم شد نتیجه اش . شما از این کارا نکنید در کل جو گیر نشید لازم نیست فشار مضاعف بیارید بعد عین من چلاق بشید آهسته پیش رفتن خیلی بهتره .

دلیل دوم هم اینکه الان همتون امتحان دارید منم همینطور از نظر خودمونم رشته امون خیلی سخت و کوبنده اس . پس دختر خوبی باشید بچسبید به درستون فکر داستان و وب گردی و جونگمین لایو و ... رو از سرتون بیرون کنید

میهنم خل شده زده به سرش اومده واسه ما امکانات جدید فراهم کرده که مثلا جلوی کامنت های تبلیغاتی رو بگیره ولی بدتر گند زده چون دیگه هیچ کس نمیتونه  نظر بذاره  فقط باید از قالب های خود میهن استفاده کرد . اما این موضوع ثابت نیست قطعا میهن یه فکری به حال ما میکنه در حال حاضر که دارم این متن رو تایپ میکنم هیچ مشکلی در نظر گذاشتن وجود نداره دیگه آلارم ربات نمیاد همین الان چک کردم فقط امیدوارمموقتی نباشه و میهن مشکل رو حل کرده باشه  .  نفسی، هم وب رو آپ میکنه هم چنلمون رو تو چنل آیدیش هست کامنت های حمایتیتون رو بفرستید به آیدی تلگرامش اگه وب نمیتونید نظر بذارید 

آدرس میل و آیدی تلگرام بنده هم که در اختیارتون هست کاری داشتین در خدمتم 

همین دیگه متچکرم که حرفامو خوندین عشقولا

لازمه بگم دوستون دارم یا خودتون میدونید ؟؟    






تاریخ : یکشنبه 17 اردیبهشت 1396 | 07:57 ب.ظ | نویسنده : Scarlett | نظرات
قسمت آخر داستان پست پایین
اینا عکس نوشته هایی هستن که
دوستای عزیزم از دیالوگ های بیاد موندی
داستان و صحنه هایی که دوست داشتن
فراهم کردن .
خب من چجوری بگم عاشقتونم آخه



اول از همه این و داشته باشید
فقط شبنم با بنده از این شوخی ها میکنه
شوخی که نه رک حرفشو میزنه
مرسی که منو شبیه جادوگر تصور کردی



ادامه مطلب

طبقه بندی: Dark Memorise،

تاریخ : جمعه 25 فروردین 1396 | 08:02 ب.ظ | نویسنده : Scarlett | نظرات
اول پست پایینی رو بخونید  عشقولیا 



ادامه مطلب

طبقه بندی: Dark Memorise،

تاریخ : جمعه 25 فروردین 1396 | 07:59 ب.ظ | نویسنده : Scarlett | نظرات


سلام خوشگلای من
بله همینطور که از تیتر پیداس
قسمتای آخر داستان رو آوردم
اونقدر تهش با هاتون حرف زدم
 که دیگه اینجا حرفم نمیاد
بفرمایید ادامه


ادامه مطلب

طبقه بندی: Dark Memorise،

تاریخ : جمعه 25 فروردین 1396 | 07:52 ب.ظ | نویسنده : Scarlett | نظرات


 پست موقت 
تحقیقات + منبع 
داستان خاطرات تاریک 

 از اونجایی که به خودت زحمت ندادی بری تحقیق کنی ببینی گفته های من درسته یا نه خودم واست آوردمش ببینم دهنت بسته میشه شرتو از سرمون کم کنی یا نه . من که التماس نکردم بیای داستانمو بخونی . 
هر چقدر هم دلم بخواد قربون صدقه ی خواننده هام میرم به تو هم ربطی نداره حتما ارزشش رو دارن همینایی که قربون صداقشون میرم  یه تار گندیده ی موشون می ارزه رو کل هیکل تو 



ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 21 فروردین 1396 | 10:42 ب.ظ | نویسنده : Scarlett | نظرات

سلام بهترین ها

بابت تاخیرم معذرت میخوام دوستای خوشگلم

اول اینکه  این قسمت یکم حساس بود نوشتنش زمان میبرد

چون آخرین نقطه ی اوج داستان بود نمیخواستم همینطوری بنویسمش

دیشب هم میخواستم واستون بیارمش ولی از شانس خوبم دستم داغون شد

من وقتی تحت فشار و استرس باشم عصب های دستم از کار می افتان

هفته ی گذشته هم خیلی تحت فشار بودم . دوستان در جریان هستن

بعضی هاشون . امیدوارم درک کنید

دوم اینکه بابت تاخیر در جواب دادن نظرات هم معذرت میخوام

همه رو جواب دادم قول میدم این سری زود تر به نظرای خوشگلتون جواب بدم

بفرمایید ادامه گلای من 



ادامه مطلب

طبقه بندی: Dark Memorise،

تاریخ : شنبه 19 فروردین 1396 | 09:14 ب.ظ | نویسنده : Scarlett | نظرات


دروووووووود خوشگلای من 
حالتون خوبه ؟؟ عید خوش میگذره ؟؟
 میبینم که دلتونو کباب کردم حسابی 
اصلا هم خبیث نیستم 
هیونمین پوستر هم بسی دوست جذابن 
نه جییییییییییییییییییغ خیلی جذابن 
بفرمایید ادامه 


ادامه مطلب

طبقه بندی: Dark Memorise،

تاریخ : چهارشنبه 9 فروردین 1396 | 01:08 ب.ظ | نویسنده : Scarlett | نظرات



سلامممممممممم عشقای من 
بفرمایید ادامه 



ادامه مطلب

طبقه بندی: Dark Memorise،

تاریخ : پنجشنبه 3 فروردین 1396 | 08:00 ب.ظ | نویسنده : Scarlett | نظرات
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


تاریخ : یکشنبه 29 اسفند 1395 | 07:45 ب.ظ | نویسنده : Scarlett | نظرات


بیاید یکم خلاقیت به خرج بدیم

زشته به خدا جای تاسف داره

نویسنده اگه اسم خودشو گذاشته نویسنده

باید از خودش یه چیزی رو خلق کنه نه که

از دیگران تقلید کنه  بعد دلیل من در آوردی هم بزنه تنگش

وات د فاز گلم ؟؟  


ادامه مطلب

طبقه بندی: Dark Memorise،

تاریخ : شنبه 28 اسفند 1395 | 08:35 ب.ظ | نویسنده : Scarlett | نظرات

سلام خوشگلای من
دوستان ازتون یه گله ی کوچیک دارم
چون من خودم توقع ندارم برام نظر بذارید 
دلیل نمیشه  توقع نداشته باشم واسه نویسنده ام 
هم نظر نذارید 
من تضمین کردم که نفس  از اون نویسنده ها 
نیست که وسطش جا بزنه پس خواهشا حمایتتون رو دریغ 
نکنید  
زیاد منتظر نمونید بفرمایید ادامه 




ادامه مطلب

طبقه بندی: Dark Memorise،

تاریخ : پنجشنبه 26 اسفند 1395 | 01:08 ب.ظ | نویسنده : Scarlett | نظرات
سلام شکلاتای من 
امیدوارم حالتون خوب باشه 
من زیاد حرف نمیزنم بفرمایید ادامه 

ادامه مطلب

طبقه بندی: Dark Memorise،

تاریخ : دوشنبه 23 اسفند 1395 | 11:00 ب.ظ | نویسنده : Scarlett | نظرات

سلاممم بهترین های من 
بفرمایید ادامه 

ادامه مطلب

طبقه بندی: Dark Memorise،

تاریخ : پنجشنبه 19 اسفند 1395 | 09:14 ب.ظ | نویسنده : Scarlett | نظرات

تعداد کل صفحات : 13 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

هدایت به بالای صفحه