سلامممممممم بچه هاااااااا!
اومدم با قسمت سوم. ممنون که با کامنت هاتون بهم روحیه میدن و خوشحالم که توصیف احساسات هیون و همچنین کلا خوده داستان تا اینجا براتون رضایت بخش بوده! امیدوارم از این به بعد هم دوسش داشته باشین.
حالا لطفا تشریف ببرین ادامه برای خوندم قسمت سوم.
.
.
.
تولد دوباره - قسمت سوم:

.
.
.
هیون جونگ:

.
.
.
هیون جونگ و بائه یونگ جون:


.
.
.
2 ماه بعد...
2 ماه پیش بود که از طرف کمپانی 2 ماه مرخصی گرفتم. تو این مدت موهام خیلی بلندتر از قبل شده بود. این 2 ماه مرخصی رو به خوبی سپری کردم. به جیجو رفتم و تا تونستم غواصی کردم و همه ی دوستام رو ملاقات کردم. البته نه هر دوستی. بعد از این موضوع خوب حواسم رو جمع کرده بودم. خوب یادم بود کیا موقع پخش شدن اون اخبار رهام کردن و به جای اینکه به عنوان یه دوست ازم حمایت کنن فقط پشت سرم حرف زدن. رابطم رو با همشون قطع کردم. حوصوله ی شنیدن حرفای مفت و دروغشون رو رو نداشتم.

نمیخواستم دیگه با اون آدما رابطه ای داشته باشم. برام هیچ ارزشی نداشتن. واقعا راسته که میگن پیدا کردن یه دوست واقعی برای کسایی که پولدارن از رفتن به بهشت هم سخت تره. (دیالوگ سریال پسران فراتر از گل.) با تمام سختی هایی که تو این مدت تحمل کردم اما از این بابت خیلی خوشحال بودم که تونستم دوستا و طرفدارای واقعیم رو پیدا کنم.

از خیلی ها شنیدم که کمپانی تو این مدت حمایتی از من نکرده بود. (پ.ن:متاسفانه کی ایست موقع پخش شدن شایعات هیچ حمایتی از هیون نکرد و فقط چندتا بیانه منتشر کرد.) اما نمیخواستم از کی ایست خارج بشم. نمیدونم شایدم این راسته که میگن کمپانی تو این مدت حمایتی از من نکرده اما از طرفی هم یونگ جون هیونگ خیلی قبل از شروع این ماجرا بهم کمک کرده بود و ازم حمایت کرده بود. اون همیشه بهم لطف داشت. اگه اون کمکم نمیکرد من هرگز هیون جونگی که الان هستم نمیشدم. هیچ کمپانی ای برای من بهتر از کی ایست نیست و فکر نکنم تا روزی که خودم یه کمپانی مستقل باز نکردم از اینجا برم. چون رویای من این بود که خودم به صورت مستقل کار موسیقی رو ادامه بدم. (پ.ن:تو واقعیت هم هیون همچین آرزویی داره.)

بعد از این 2 ماه حالا وقتش بود که برم کمپانی. یونگ جون هیونگ بهم گفته بود باید زودتر یه آلبوم جدید منتشر کنم. راجب انتشار آلبومه سونگ هی هم یه چیزایی شنیده بودم. اینطوری که میگن خیلی موفق از آب دراومده. به هرحال اون هم عضوی از کی ایسته باید به عنوان یه ارشد هواش رو داشته باشم. نمیدونم چرا از وقتی برگشتم حس مسئولیت عجیبی نسبت به آدمای اطرافم بهم دست داده. شاید به خاطر اینه که تو سربازی بیشترین چیزی که بهمون یاد دادن تبدیل شدن به یک فرد مسئولیت پذیر بود.

فورا رفتم واسه صبحونه یه لیوان قهوه خوردم. اشتهای خوردن چیزی رو نداشتم بعدش رفتم حموم یه دوش گرفتم و سریع خارج شدم. میخواستم لباس راحت بپوشم یه آستین حلقه ی آبی با یه شلوار لی گشاد پوشیدم و رفتم سمت کمپانی.

مطمئن بودم اون سوشرت طوسیه گشاد و اون شلواره گشاده کوتاه و اون کلاه خنده داره درازم هنوز هم تو اتاق تمیرینم مونده بود. (پ.ن: هیون موقع تمرین دقیقا این لباس هایی که الان اینجا توصیف کردم رو میپوشه.) همیشه موقع تمرین این لباس هارومیپوشیدم.

رفتم تو پارکینگ و اون پورشه ی سیاه شاسی بلندم رو بعد از دو سال از پارکینگ خونه خارج کردم و پشت رل نشستم. افتادم تو جاده ی اصلی و راه افتادم. بلافاصله بعد از اینکه سوار شدم ظبط ماشین رو روشن کردم و آهنگ Mr.Simple از Super Junior رو پلی کردم. عاشق اونجاش بودم که میگفت آقای ساده تو حتی اگه ساده هم باشی فوق العاده ای آقای ساده تو حتی اگه ساده هم باشی زیبایی. یادمه این جمله رو تو یکی از نامه هایی که طرفدارا تو پادگان برام فرستاده بودن خونده بودم و این حرف خیلی بهم روحیه داده بود.

نیم ساعت تمام فقط به این آهنگ گوش دادم و بعد از نیم ساعت به کمپانی رسیدم. رفتم تو محوطه کمپانی ماشین رو پارک کردم و پیادم شدم. دویدم سمت در کارت زدم و داخل شدم. وارد همکف شدم. از اونجا فورا سوار آسانسور شدم و رفتم به طبقه ی اول. بلافاصله بعد از ورودم به کمپانی با پارک سوجین شی رو به رو شدم.

هیچوقت یادم نمیره من آخرین نفری بودم که فهمیدم سوجین شی و یونگ جون هیونگ دو سال پیش با هم ازدواج کردن. طبیعتا آخرین نفری هم بودم که تبریک گفتم. (پ.ن:بائه یونگ جون و پارک سوجین حدود یک سال پیش با هم ازدواج کردن.) همین موضوع باعث شد یکم خجالت زده بشم. سو هیون میگفت مراسم عروسیشون واقعا فوق العاده بود. خیلی دوست داشتم تو مراسم عروسیشون باشم اما حیف شد.

به سوجین شی سلام دادم. اونم سلام داد و بهم گفت:

یونگ جون الان خیلی وقته تو اتاقش منتظر توئه. بهم گفت بهت بگم بری دیدنش.

هیون:اوه حتما الان میرم. ممنون که اطلاع دادین.

لبخند زد و از کنارم رد شد. اینطوری که به نظر میومد داشت خودش رو برای یه فیلم جدید آماده میکرد. رد شدم رفتم جلوی در اتاق یونگ جون هیونگ وایسادم. در زدم و خیلی مودبانه داخل شدم و سلام دادم.

یونگ جون:سلام هیون جونگ. بعد از دو ماه مرخصی خوش اومدی. حسابی منتظرت بودم. بیام بشین میخوام یه خبری رو بهت بدم.

تعجب کرده بودم ینی چی میخواست بهم بگه ... همینجوری تو فکر بودم که متوجه شدم یونگ جون هیونگ منتظره من برم بشینم. فورا رفتم روی یه صندلی کنار میز یونگ جون هیونگ نشستم و گفتم:

خب خبرتون چیه؟ من آمادم تا بشنومش.

یونگ جون:یادته بهت گفته بودم باید سریع تر کامبک کنی؟

هیون:آره ... یادمه.

یونگ جون:خب الان میتونی کامبک کنی!!

از این حرف تعجب کردم و پرسیدم:

هیون:الان منظورتون .. چیه؟

یونگ جون:خب خبر اصلیی که میخواستم بهت بگم اینه که من خودم قبلا با کارکنای کمپانی برای کامبکت برنامه ریزی کرده بودیم.

هیون:خب.

یونگ جون:خب هیچی دیگه ینی الان دیگه نیازی نیست دو ماه دیگه هم صبر کنی تا بیان متن و ملودی و رقص ترک های آلبوم رو آماده کنن. منظورم رو فهمیدی؟

هیون:ینی همه ی کارای آلبوم از قبل انجام شده؟؟؟

یونگ جون:تقریبا آره.

هیون: واقعا؟؟ ینی آلبوم تقریبا آمادست؟ وای خدایا واقعا با این حرف خوشحالم کردین خیلی خوشحالم کردین. وای من چطوری باید ازتون تشکر کنم. من واقعا ممنونم خیلی خیلی ممنونم.

یونگ جون:نیازی به تشکر نیست. امیدوارم خوشت بیاد. بچه ها همه ی تلاششون رو کردن که تک تکه آهنگ ها عالی باشن.

هیون:بازم میگم خیلی خیلی ازتون ممنونم. پس من دیگه فعلا میرم یه سری به آهنگ ها بزنم.

یونگ جون:یه لحظه صبر کن یه حرف دیگه هم باید بهت بگم.

داشتم به سمت در میرفتم که از اتاق خارج بشم که این حرف یونگ جون هیونگ باعث شد سره جام بایستم. برگشتم سمت یونگ جون هیونگ و گفتم:

خب من گوش میدم.

یونگ جون:راستش موقعی که شایعات زیادی پشت سرت بود کمپانی نتونست اونطور که باید ازت حمایت کنه. حتما این موضوع ناراحتت کرده ... اون زمان من درگیر مراسم ازدواجم با سوجین بودم و خب کلا یه مدت نتونستم به کارای کمپانی رسیدگی کنم و گذشته از این ... چطوری بگم اگه کمپانی ازت حمایت میکرد شاید سهام خیلی سقوط میکرد و به خاطر اینکه اون زمان سره من شلوغ بود و به خاطر سقوط سهام .. کمپانی نتونست تو اون شرایط سخت ازت حمایت کنه. میتونم درک کنم اون زمان چقدر سختی کشیدی ... فقط خواستم به خاطر این کوتاهی از طرف من و از طرف کمپانی ازت عذرخواهی کنم.

هیون:خب ... اگه اون زمان به خاطر اتفاقاتی که افتاد کمپانی نتونست از من حمایت کنه ... من میتونم درکش کنم .. هیچ اشکالی نداره .. زمانی که تو سال 2010 بعد از جدا شدن دابل اس من به این کمپانی اومدم بازم شایعه های زیادی پشت سرم بود. همه ی مردم گفتن من مسبب جدایی دابل اس شدم و این من بودم که به خاطر اشتباهاتم باعث شدم گروه از هم بپاشه. در حالی که من هیچ تقصیری نداشتم. کارت دعوت به اون مهمونی و بقیه ی اتفاقایی که افتاد ... همش از قبل برنامه ریزی شده بود وDSP میخواست آخرش همه ی کاسه کوزه ها سر من بشکنه و همین اتفاق هم افتاد. (پ.ن:حرفایی که راجب جدایی دابل اس نوشتم همش راسته. اگه میخواین کل قضیه رو بدونین این ویدیو رو دانلود کنین.) اون زمان با وجود شایعات وقتی من به این کمپانی اومدم شما من رو پذیرفتین و حاضر شدین باهام قرارداد ببندین. و الان من اگه تو این جایگاه قرار دارم همش به خاطر کمک های شما و کمپانی بود ... در گذشته هم اگه به خاطر موضوعاتی که پیش اومد کمپانی نتونست از من حمایت کنه من میتونم این رو درک کنم درست همونجور که شما تو سال 2010 شرایط من رو درک کردین و حاضر شدین باهام قرارداد ببیندیدن و همیشه از من حمایت کردین.

یونگ جون:خیلی از شنیدن این حرفا خوشحال شدم ... ازت ممنونم که دوباره مثل قبل برگشتی.

(پ.ن:اضافه میکنم دله من از کی ایست خییییییلی پر بود این قسمت از مکالمه ی هیون و بائه یونگ جون رو تو داستان نوشتم که همه بفهمن کی ایست از هیون حمایت نکرده و امیدوارم تو واقعیت هم کی ایست به خاطر این کار از هیون عذرخواهی کنه.)

یه لبخند کوتاه زدم که یونگ جون هیونگ بهم گفت:

الان اگه بخوای میتونی بری طبقه ی سوم و جزئیات آلبوم و موزیک ویدیو رو از آقای لی بپرسی ... مطمئن باش میتونی دوباره مثل قبل موفق بشی ... تو میتونی حتی بهتر از قبل بشی.

هیون:من همه ی تلاشم رو خواهم کرد. پس من فعلا میرم.

به نشانه ی احترام یکم خم شدم و از اتاق خارج شدم. با اینکه اون زمان من در بدترین شرایط ممکن قرار داشتم اما بازم خوشحالم که با وجود نبود حمایت های کمپانی خیلی از طرفدارا پشتم موندن. با اینکه هنوز نتونسته بودم کاملا با اتفاقایی که اون زمان افتاد کنار بیام و شاید تا یه زمان خیلی خیلی طولانی و تا زمانی یکی با تمام وجود بهم ثابت نکرده عاشقمه دیگه عاشق نشم. اما در هر صورت من ترجیح میدادم فقط و فقط روی کارم تمرکز کنم و دوباره به اوج برگردم. این بهترین کاری بود که تو این شرایط میتونستم انجام بدم.

تو فکر بودم که متوجه شدم به آسانسور رسیدم. سوار شدم و مستقیم رفتم به طبقه ی سوم. همیشه وقتی یکی میخواست کامبک کنه مقدماتش تو طبقه ی سوم آماده میشد. ولی نمیدونم چرا امروز اینجا یکم شلوغ تر از روزای قبل بود. یه اتاق اتاقه طراحی رقص بود یکی ساختن ملودی و یکی هم نوشتن متن آهنگ و وسط یه صحنه ی خیلی خیلی بزرگ بود که همیشه برای ظبط موزیک ویدیو ها و ساختن دکور موزیک ویدیو ازش استفاده میشد. فورا رفتم سراغ آقای لی. ازم بزرگتر بود اما چون باهاش صمیمی بودم هیچوقت باهاش رسمی حرف نمیزدم. تقریبا میشد بهش گفت همه کاره. همه چی دست اون بود. با دیدن من خیلی خوشحال شد و فورا اومد و بهم دست داد منم بهش دست دادم و گفتم:

خوشحالم که میبینمت آقای لی. هیچوقت زحماتی که سر موزیک ویدیو های من میکشیدی رو فراموش نمیکنم.

آقای لی:منم واقعا از دیدنت خوشحالم. واقعا خیلی خوشحالم. همیشه بهترین طراحی ها رو برای موزیک ویدیو های تو داشتم. برگشتنت یکی از بهترین اتفاقایی بود که تو این اوایل رخ داده. مطمئنم دوباره میتونی موفق بشی.

هیون:امیدوارم!

آقای لی:مطمئن باش که موفق میشی ... اوه راستی. حتما برای دیدن مقدمات آلبومت اومدی اینجا.

هیون:آره واسه همین اومدم. میتونم یه نگاهی به متن آهنگ و ملودی بندازم.

آقای لی:آره فقط باید قبلش یه موضوعی رو راجب موزیک ویدیو بهت بگم.

هیون:چی؟

آقای لی:ما تو موزیک ویدیو دنبال یه دختر بودیم که نقش مقابلت رو بازی کنه. کلا همه جارو هم گشتیم ولی فرد مناسب رو پیدا نکردیم.

هیون:ینی الان کسی رو مد نظرتون ندارید؟

آقای لی:چرا ما داشتیم دنبال یه دختر مناسب برای تو میگشتیم که فهمیدیم سونگ هی میتونه بهترین گزینه برای این موزیک ویدیو باشه.

هیون:سونگ هی؟؟ همین لی سونگ هی؟؟ ینی من و سونگ هی با هم؟

آقای لی:آره شما دوتا با هم. تو که مشکلی نداری؟

هیون:نه مشکلی ندارم. فقط تعجب کردم.

آقای لی:همونطور که میدونی سونگ هی هم ماه پیش با آلبوم A's Doll Huse دبیوت کرد و به خاطر آهنگ U & I (خواننده ی اصلی:Ailee) خیلی معروف شد. اون که تازه معروف شده و تو هم بعد از مدت ها دوری از کی پاپ میخوای کامبک کنی. به نظرم شما دوتا میتونین فوق العاده باشین و کلا اینکه شما دوتا با هم تو یک موزیک ویدیو باشین به نظرم میتونه خیلی سر و صدا راه بندازه.

هیون:خب اگه به نظر تو این میتونه خوب باشه منم حرفی ندارم.

آقای لی: خبر انتشار آلبومت هم فردا به صورت رسمی از طرف کی ایست تایید میشه. مطمئن باش طرفدارات با شنیدن این خبر حالشون خیلی خیلی بهتر میشه.

هیون:مطمئنا خیلی خوشحال میشن. (پ.ن:من خودم به عنوان هنسیا اگه این خبرو بشونم به صورت رسمی از خوشحالی پرواز میکنم!) خب حالا میتونم برم؟

آقای لی:نه صبر کن یه چیزی یادم رفت.

هیون:چی؟

همینجوری که سرش گرمه مرتب کردن چندتا پوشه بود گفت:

هیچی چیز مهمی نیست فقط تو و سونگ هی باید تو موزیک ویدیو همدیگرو ب.ب.و.س.ی.ن.

هیون:همدیگه رو ب.ب.و.س.ی.م؟؟؟

آقای لی:آره خب مگه چیه. من مطمئنم طرفدارا هم خوششون میاد.

یه لحظه به خاطر این حرف آقای لی خندم گرفت ولی جلوی خودم رو گرفتم و گفتم:

هیون:این حرفت واقعا خنده دار بود. تو تا حالا خواننده نبودی واسه همین شاید نتونی احساس طرفدارا رو درک کنی. بعضی از طرفدارا اصلا هم خوششون نمیاد که من یه دختر رو ب.ب.و.س.م! ولی خب حرفی هم نمیزنن فوقش اگه خیلی عصبی بشن به دختری که نقش مقابلم بود فحش میدن!!

آقای لی:جدی؟ من نمیدونستم. در هر صورت فکر نکنم بتونم ک.ی.س سنس رو از موزیک ویدیو حذف کنم.

هیون:پس اگه نمیشه حذفش کرد باید انجامش بدم. فقط ... بعد از موزیک ویدیو که شایعه پشت سرمون پخش نمیشه؟ خودت که میدونی من اصلا دل خوشی از شایعه ندارم.

آقای لی:فکر نکنم. اگه هم شایعه ای پخش شد کمپانی فورا تکذیبش میکنه لازم نیست خودت رو به خاطرش نگران کنی.

هیون:باشه پس قبوله. خود سونگ هی این موضوع رو میدونه؟

آقای لی:آره سونگ هی میدونه. خیلی زود با این قضیه موافقت کرد. این اولین کیس سنسیه که اون قراره داشته باشه. خودش بهم گفت حس میکنه خیلی خوش شانسه که قراره تو اولین کیس سنسش تو نقش مقابلش باشی. راستی میدونی چرا امروز اینجا انقدر شلوغه؟

هیون:نه نمیدونم. اتفاقا شلوغیه بیش از حد اینجا برام سوال بود.

آقای لی:همه به خاطر موزیک ویدیوی تو اینجا جمع شدن. کلا همه داریم سخت تلاش میکنیم که این آلبومت تبدیل بشه به یکی از بهترین کارایی که تا الان داشتی. البته واقعا همه ی آلبومایی که تا الان منتشر کردی عالی بودن.

هیون:از همتون ممنونم. منم همه ی تلاشم رو میکنم.

آقای لی:خب بیا متن آهنگا تو این دفتر نوشته شد اینم دفتر نت ملودی آهنگ ها هم تو اینه. اگه فکر کردی جاییش ایراد داشت حتما بهم بگو. اصلاحش میکنم. این هنوز طراحیه کلیه. تا دو هفته دیگه کامل میشه. مطمئن باش که خیلی عالی میشه. خب دیگه میتونی بری تو یکی از اتاقا یه نگاهی بهشون بندازی.

هیون:همیشه همه ی آهنگایی که نوشتی عالی بودن. اینبارم مطمئنم که عالی هستن.

ازش تشکر کردم و برگه ها و دفتر نت رو از دستش گرفتم داشتم میرفتم به اتاقی که تهه سالن بود که آقای لی از پشت سرم با صدای بلند گفت:

کیم هیون جونگ فایتینگ!

منم برگشتم سمتش و گفتم:

فایتینگ!

به اتاقی که ته سالن بود رسیدم و داخلش شدم. همیشه وقتی میخواستم برم به یه جای ساکت یا یه چیزی رو مطالعه کنم به اون اتاق میرفتم. نشستم متن آهنگ رو خوندم. بعدش یه گیتار گرفتم دستم همینجوری داشتم آهنگ رو از رو نت میزدم که یکی در زد. گفتم:

بیاین تو.

به در نگاه کردم که دیدم سونگ هی وارد اتاق شد...

...
.
.
.
چندتا نکته راجب داستان باید بگم. اول اینکه تقریبا همه ی نقشای اصلی این داستان خواننده هستن که تو داستان کسی مثلا بخواد آلبوم منتشر کنه من آهنگ خواننده های دیگه رو به عنوان آهنگی که شخصیت داستان میخونه میزارم. مثل همین قسمت که مثلا آهنگ U & I از Ailee رو سونگ هی خونده بود.
دوم هم اینکه هر آهنگی که تو داستان ازش نامی برده میشه لینک دانلودش رو همین جا میزارم.
.
.
.

دانلود آهنگ Mr Simple از Super Junior:
دانلود

دانلود آهنگ U & I از Ailee:
دانلود

دانلود آهنگ Please از Kim Hyun Joong:
دانلود

(لینک دانلود Please رو باید تو قسمت 1 میزاشتم که یادم رفت واسه همین اینجا گذاشتمش.)
...
من همه ی سعیم رو میکنم که داستان رو طبیعی و خوب بنویسم ... امیدوارم خوشتون بیاد.
همچنان ازتون ممنونم به خاطر همراهی گرمتون.



طبقه بندی: Rebith،

تاریخ : جمعه 29 مرداد 1395 | 12:07 ق.ظ | نویسنده : Narges | نظرات

هدایت به بالای صفحه